Jesus said to him: I am the way, the truth, and the life: no man comes to God except through me.

I am Alpha and Omega, the beginning and the end, the first and the last.
Blessed are they that do his commandments, that they may have right to the tree of life, and may enter in through the gates into the city.
For without are dogs, and sorcerers, and whoremongers, and murderers, and idolaters, and whosoever loveth and maketh a lie.

Translate

Total de visualizações de página

domingo, 22 de dezembro de 2013

متی 27 1 هنگامی که صبح آمده بود ، تمام کاهنان و بزرگان از مردم مشاوره بر ضد ...

متی 27
1 هنگامی که صبح آمده بود ، تمام کاهنان و بزرگان از مردم مشاوره بر ضد عیسی به زمان او را به مرگ :2 و هنگامی که آنها او را محدود کرده بود ، آنها او را به دور، و او را به پنطیوس پیلاطس فرماندار تحویل داده است.3 سپس یهودا ، که به او خیانت کرده ، هنگامی که او را دیدم که او محکوم شد ، خود را توبه ، و دوباره از سی پاره نقره را به سران کاهنان و بزرگان ،4 گفت ، من گناه کرده ام که در آن I خون بی گناه خیانت نموده اند. و آنها گفتند: چه شده است که به ما؟ تو به آن را ببینید.5 و اوپاره نقره بازیگران در معبد، و ترک ، و رفت و خود را به دار آویخته .6 و کاهنان و جو در زمان قطعه نقره ، و گفت ، آن است که قانونی برای آنها را به خزانه نیست، چرا که آن را به قیمت خون است.7 و آنها در زمان مشاوره ، و با آنها خریداری میدان کوزه گری ، به دفن غریبه شوید8 چرا که درست است ، نامیده می شدزمینه خون، نزد این روز است.9 پس از آن انجام شد که توسط جرمی سخن گفته شده است پیامبر ، و گفت ، و آنها در زمان سی پاره نقره ، قیمت از او را که ارزش داشت ، که ارزش آنها از بنی اسرائیل بود .10 و در زمینه کوزه گری به آنها داد ، و خداوند به من منصوب کرد.قبل از فرماندار 11 عیسی ایستاده بود : و فرماندار از او پرسید، گفت: توپادشاه یهود ؟ عیسی گفت: نزد او ، تو میگویی .12 و هنگامی که او از کاهنان و بزرگان متهم شده بود ، او جواب داد: هیچ چیز نیست.13 پیلاطس گفت: نزد او ، Hearest تو که چگونه بسیاری از چیزهایی را که در برابر تو شاهد ؟14 و او در جواب او هرگز یک کلمه ، از بس که فرماندار به شدت شگفت زده شدند.15 در حال حاضر در آن جشن فرماندار معتاد بود به انتشار نزد مردم یک زندانی ، آنان را .16 و آنها تا به حال پس از آن یک زندانی قابل توجه ، به نام Barabbas .17 بنابراین زمانی که آنها با هم جمع شدند ، پیلاطس به آنها گفت ، چه کسی خواهد شما که من بر شما آزاد ؟ Barabbas ، یا عیسی مسیح که به نام مسیح ؟18 برای او می دانست که برای حسادت او را تحویل داده بود.19 هنگامی که او را در صندلی قضاوت بر پا شد ، همسر خود را نزد او فرستاده و گفت: آیا تو به چیزی برای انجام با آن مرد عادل : برای من خیلی چیزها در این روز در خواب به خاطر او متحمل شده اند .20 اما سران کاهنان و بزرگان بسیاری که آنها باید Barabbas بپرسید، و نابود کردن عیسی متقاعد .21 فرماندار پاسخ داد و به آنها گفت ، این که آیا از دو تن خواهد شد شما که من بر شما آزاد ؟ آنها گفتند ، Barabbas .22 پیلاطس گفت به آنان ، چه باید بکنم و سپس با عیسی است که به نام مسیح ؟ همه آنها می گویند نزد او ، اجازه بدهید او را به صلیب کشیده شود .23 و فرماندار گفت ، چرا ، چه شر آنچه او انجام داده ؟ اما آنها گریه بیشتر ، گفت، اجازه بدهید او را به صلیب کشیده شود .24 وقتی پیلاطس دید که او می تواند هیچ چیز غالب است، اما که نهجنجال و هیاهو ساخته شده بود ، او آب و جو در زمان ، و دست خود را قبل از بسیاری شسته شده، گفت: من بی گناه از خون این فقط فرد : شما به آن را ببینید .25 سپس همه مردم پاسخ داد و گفت: خون او بر ما و بر فرزندان ما .26 سپس او Barabbas نزد آنها منتشر شد : و هنگامی که او عیسی را تازیانه زده ، او را تحویل داده تا مصلوب شود.27 سپس سربازان والی عیسی به سالن مشترک در زمان ، و به نزد او جمع کل گروه از سربازان .28 و آنها او را قالب بندی نشده ، قرار داده و بر او لباس قرمز مایل به زرد .29 و هنگامی که آنها تاج از خار platted بود ، آنها آن را بر سر او عصا در دست راست خود قرار داده است ، و : و آنها زانو قبل از او متمایل ، و او را مسخره کرد و گفت ، تگرگ، پادشاه یهود !30 و آنها بر او تف می اندازند ، و در زمان نی، و او را در سر smote .31 و بعد از آن، آنها او را مسخره کرده بود ، آنها در زمان لباس بلند و گشاد را از او ، و قرار دادن جامه خود را بر او، و او را به دور او را به دار خواهم آویخت.32 و به عنوان آنها بیرون آمد، آنها یک مرد قیروانی ، سیمون نام یافت : او آنها را مجبور به تحمل صلیب خود را .33 و هنگامی که آنها به محلی به نام Golgotha ​​آمده بودند ، که است که می گویند ، یک مکان از جمجمه ،34 آنها به او سرکه به نوشیدن مخلوط با صفرا : و هنگامی که او آن طعم بود، او نمی نوشند.35 و آنها او را به صلیب کشیده و جدا از لباس خود ، ریخته گری لات : که ممکن است انجام آن توسط پیامبر سخن گفته شده است ، آنها لباس من در میان آنها از هم جدا ، و به جامه من بود که تعداد زیادی رای دادند.36 و نشستن او را تماشا وجود دارد؛37 و بر سر او اتهام خود را نوشته شده است تعیین می کنند، این است عیسیپادشاه یهود .38 سپس دو دزد مصلوب با او ، یکی در دست راست و دیگری در سمت چپ وجود دارد.39 و آنها که به تصویب انزجار او ، wagging سر خود را ،40 و گفت: تو که destroyest معبد، و buildest آن را در سه روز ، خود را نجات دهد. اگر تو پسر خدا ، را از صلیب آمده است.41 و همچنین، کاهنان تمسخر او ، با علمای دین و بزرگان است، گفت:42 او دیگران را نجات داد ، خود او می تواند ذخیره کند. اگر او را پادشاه اسرائیل ، به او اجازه دهید در حال حاضر پایین از صلیب آمده ، و ما او را باور خواهد کرد .43 او به خدا اعتماد کند، بگذارید به ارائه او در حال حاضر، اگر او خواهد او را : برای او گفت ، من پسر خدا هستم.44دزد نیز که با او مصلوب شد ، در دندان های خود را در همان بازیگران .45 در حال حاضر از ساعت ششم بود تاریکی تمام زمین را نزد ساعت نهم وجود دارد.46 و در حدود ساعت نهم عیسی با صدای بلند گفت ، ایلی، ایلی ، لما لاما ؟ که است که می گویند ، خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی ؟47 برخی از آنها که آنجا ایستاده بود ، در زمانی که آنها شنیده ام که ، گفت ، این مرد خواند برای الیاس .48 و فورا یکی از آنها زد، و spunge در زمان ، و آن را با سرکه پر شده است، و آن را در یک نی قرار داده ، و به او داد تا بنوشد.49 بقیه گفت: اجازه دهید می شود ، اجازه دهید ببینیم آیا الیاس خواهد آمد تا او را نجات دهد .50 عیسی بار دیگر با صدای بلند گریه کرده بود، به همراه داشت تا ارواح.51 و، ناگهان، حجاب از معبد شکافت از بالا به پایین بود و زلزله انجام داد، و سنگ اجاره .52 و قبرها باز شدند و اجساد بسیاری از مقدسان که به وجود آمد خواب ،53 و از قبرها پس از قیام او آمد، و به شهرستان مقدس رفت و نزد بسیاری ظاهر شد.54 حالا وقتی که افسر ، و آنها که با او بودند ، تماشای عیسی ، شاهد زلزله، و آن چیزهایی است که انجام شد ، آنها تا حد زیادی می ترسید و گفت: به راستی این پسر خدا بود.55 و بسیاری از زنان وجود دارد دیدن، شد دور ، که عیسی از جلیل به دنبال ، خدمت او را :56 جمله که مریم مجدلیه و مریم مادر یعقوب و یوشا و مادر کودکان Zebedees بود.57 هنگامی که حتی آمده بود آمد، یک مرد ثروتمند از Arimathaea ، به نام یوسف، که او نیز خود را شاگرد عیسی بود، وجود دارد :58 او به پیلاطس رفت و جسد عیسی خواهش کرد . سپس پیلاطس بدن تحویل داده می شود فرمان .59 و هنگامی که جوزف بدن گرفته شده بود ، او آن را در یک پارچه کتانی تمیز پیچیده شده ،60 و آن را در آرامگاه جدید خود را ، که او در سنگ تراشیده شده بود گذاشته و او نورد سنگ بزرگ به درب از قبر ، و ترک .61 و بود مریم مجدلیه وجود دارد، و آن مریم دیگر، نشستن در مقابل قبر .62 حالا در روز بعد ، پس از روز از آماده سازی ، اما سران کاهنان و فریسیان با هم نزد پیلاطس آمد،63 گفت ، آقا، ما به یاد داشته باشید که که فریب گفت ، در حالی که او هنوز زنده بود، پس از سه روز من دوباره طلوع خواهد کرد .64 فرماندهی همین دلیل است که قبر تا روز سوم مطمئن ساخته شده است ، تا مبادا شاگردان خود در شب می آیند، و او را سرقت دور ، و نزد مردم می گویند، او از مردگان برخاسته : تا آخرین خطا باید بدتر از اول شد .65 پیلاطس گفت: نزد آنها ، شما را یک ساعت مچی : به راه خود ، آن را به عنوان حاصل کنید که شما می توانید.66 بنابراین آنها رفت، و سر قبر مطمئن ، آب بندی از سنگ، و تنظیم یک ساعت .

مایل به دانلود کتاب مقدس در زبان شما روی این LIK .
http://www.BibleGateway.com/Versions/
http://ebible.org/
خمر - http://ebible.org/khm/
و یا دانلود کتاب مقدس به زبان انگلیسی :
http://www.baixaki.com.br/download/Bible-Seeker.htm


با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

Nenhum comentário:

Postar um comentário